ابو الفضل مير محمدى زرندى

252

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

تعداد زن را كه مىخواست بر آن حضرت حلال فرمود به غير از زنهاى محرم « 1 » . مورد شانزدهم آيهء شريفهء « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا . . . » « 2 » . : اى گروه مؤمنين هر گاه زنها به قصد اسلام و ايمان به طرف شما آمدند آنان را امتحان كنيد پس هر گاه علم پيدا كرديد كه آنان مؤمنند ديگر به شوهرهاى كافرشان برنگردانيد كه هرگز اين زنان مؤمن براى كفار و آن شوهران كافر براى اين زنان حلال نيستند . و آيه شريفهء « وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا . . . » « 3 » : و اگر از زنهاى شما به طرف كفار از دست رفتند و شما به غنيمت رسيديد پس به مردانى كه زنهاى آنان رفته‌اند به مقدار آنچه خرج كرده‌اند ( مهر و نفقه ) بدهيد . عتائقى مىنويسد : اين دو آيهء شريفه با آيهء « بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ( خدا و رسولش از پيمانى كه شما با مشركين بسته‌ايد بيزارى جست ) نسخ شده است « 4 » . سيوطى در اتقان مىنويسد : گفته شده آيه « وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ . . . » با آيهء سيف ( يعنى شمشير ) و بنا بقول ديگر با آيهء غنيمت نسخ شده است و بنا بقول ديگر آيه نسخ نشده و به قوّت خود باقيست « 5 » . زرقانى نيز نسخ را از بعضى نقل كرده ، ولى خود قائل به احكام است و در وجه آن مىنويسد : جمع بين آيات ممكن است زيرا مىشود از غنيمت ، مهرهاى زنانى كه به « دار الكفر » رفته‌اند به زوج آنها پرداخته شود سپس غنائم تخميس گردد و در مصارف شرعيه مصرف شود « 6 » . و جصاص در احكام قرآن مىنويسد : اين احكام ( رد مهر و اخذ مهر از كفار ) در نزد

--> ( 1 ) مناهل العرفان ج 2 ، ص 163 . ( 2 ) سوره ممتحنه ، آيهء 10 . ( 3 ) سوره ممتحنه ، آيهء 11 . ( 4 ) ناسخ و منسوخ عتائقى ، ص 78 . ( 5 ) الاتقان ، ج 2 ، نوع 47 ، ص 23 . ( 6 ) مناهل العرفان ، ج 2 ، ص 165 .